پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

رنگین کنی زخون جگر گر خیال را

شاید که دلنشین شود اهل کمال را

در پیش قامت تو چو بید موله است

سر بر زمین ز بار خجالت نهال را

مایل به ابروی تو دم حیرتم که هست

حاجت به همنشین ادافهم لال را

ترسم به شیشه خانهٔ رنگت فتد شکست

با ماهتاب چهره مکن آن جمال را

تا در خیال نرگس پرخواب او شدم

بستم به چشم و دل، ره خواب و خیال را

از فیض عجز در چمن عرش طایریم

اینجا شکست شاهپری کرده بال را

سروت به گلشنی که خرامان شود به ناز

خجلت، چو نخل موم، گدازد نهال را

جویا به روی خفتهٔ غفلت زند گلاب

با چشم کم مبین عرق انفعال را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷گل با سر بازار بسنجد چو چمن را
  2. شمارهٔ ۵۸که چو سوزن دوختی بر جامه چشم خویش را
  3. شمارهٔ ۵۹هست تا ترک تعلق کرده سامان مرا
  4. شمارهٔ ۶۰سرت گردم به گلشن جلوه ده آن روی چون گل را
  5. شمارهٔ ۶۱نونهال من چو دید آیینه را
  6. شمارهٔ ۶۲میانش نیست از جوش نزاکت در نظر پیدا
  7. شمارهٔ ۶۳زخلق خوش لقب بیگانه کردی باده نوشان را
  8. شمارهٔ ۶۴غیر رسوایی چه حاصل از بیان ما به ما
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.