پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

ز سوزنامهٔ من سوخت بال و پر کبوتر را

چو قمری آتش من ساخت خاکستر کبوتر را

چو دریایی که باشد موج‌زن، از شوق کوی او

به تن بال پریدن می‌شود هر پر کبوتر را

ز شوق نامه‌ام بر خاک بیتابی تپیدن‌ها

ز بال و پر مرقّع می‌کند در بر کبوتر را

چنان خوناب حسرت می‌چکد دایم ز مکتوبم

که هر پرگشته چون مژگان عاشق تر کبوتر را

ز شرح زهر غم جویا عجب نبود ز مکتوبم

که سازد همچو طوطی سبز پا تا سر کبوتر را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳زدل بیرون می برد یاد ایام شبابم را
  2. شمارهٔ ۵۴به خلق خوش معطر ساز باغ آشنایی را
  3. شمارهٔ ۵۵رنگین کنی زخون جگر گر خیال را
  4. شمارهٔ ۵۶امشب فزود دل ز طپش جوش دیده را
  5. شمارهٔ ۵۷گل با سر بازار بسنجد چو چمن را
  6. شمارهٔ ۵۸که چو سوزن دوختی بر جامه چشم خویش را
  7. شمارهٔ ۵۹هست تا ترک تعلق کرده سامان مرا
  8. شمارهٔ ۶۰سرت گردم به گلشن جلوه ده آن روی چون گل را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.