پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

چسان عنقا کند با هوشم آهنگ پریدن‌ها

که ریزد سستی پرواز او رنگ تپیدن‌ها

به عزم چیدن گل تا خرامت گلشن‌آرا شد

بود از شوق دستت غنچه دلتنگ نچیدن‌ها

نمی‌زیبد تواضع از تو با این قامت رعنا

که زیبا نیست جیب سرو در چنگ خمیدن‌ها

چمن پیرا شود او با لب میگون اگر روزی

کند گل هم به رنگ غنچه آهنگ مکیدن‌ها

ز وحشت گشت با عنقا دلم هم آشیان جویا

بود بر تخت، این دیوانه را ننگ رمیدن‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵ز راحت بیش بینند اهل خواری پایمالی را
  2. شمارهٔ ۴۶بنگر رخ به آتش می تاب داده را
  3. شمارهٔ ۴۷چشم بستن شمع‌سان بی‌تاب می‌سازد مرا
  4. شمارهٔ ۴۸به خون دیدهٔ حسرت سر رشته اند مرا
  5. شمارهٔ ۴۹ترا محرومی ارزانی زآغوش تپیدن‌ها
  6. شمارهٔ ۵۰نباشد عقده‌ای در خاطر ار ابنای دنیا را
  7. شمارهٔ ۵۱ز سوزنامهٔ من سوخت بال و پر کبوتر را
  8. شمارهٔ ۵۲نشئهٔ می مایهٔ صد درد سر باشد مرا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.