پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

هوای دشت چون افتاد در سر آن پریرو را

طپیدن های دل صحرا به صحرا برد آهو را

حریف نکته چین را پاسداری کن چو آیینه

یکی صد گوید از عیبت شکستی گر رسد او را

چو نقش پا به هر گامی سری بر خاک اندازد

فسان از سخت رویی باشد آن شمشیر ابرو را

نگردد تنگ دستی پردهٔ روی هنر هرگز

به جیب پاره چون پنهان تواند داشت گل، بو را

وفور نور حسنش مانع نظاره شد جویا

صفای جبهه اش باشد نقاب آن روی نیکو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴از چشم کم مبین به تن ناتوان ما
  2. شمارهٔ ۴۵ز راحت بیش بینند اهل خواری پایمالی را
  3. شمارهٔ ۴۶بنگر رخ به آتش می تاب داده را
  4. شمارهٔ ۴۷چشم بستن شمع‌سان بی‌تاب می‌سازد مرا
  5. شمارهٔ ۴۸به خون دیدهٔ حسرت سر رشته اند مرا
  6. شمارهٔ ۴۹ترا محرومی ارزانی زآغوش تپیدن‌ها
  7. شمارهٔ ۵۰نباشد عقده‌ای در خاطر ار ابنای دنیا را
  8. شمارهٔ ۵۱ز سوزنامهٔ من سوخت بال و پر کبوتر را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.