پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

سوختم در یاد شمع عارض جانانه‌ها

بر هوا دارد غبارم شوخی پروانه‌ها

باده تا افروخت شمع عارضش را می‌کند

موج می بی‌تابی پروانه در پیمانه‌ها

هیچگه بی‌آه دودی از دل ما برنخاست

باشد از دیوانه‌ها آبادی ویرانه‌ها

مهر و مه بی‌تابی پروانه بر گردش کنند

گر بریزند از غبارم رنگ آتشخانه‌ها

داغ دل از قصه فرهاد و مجنون تازه شد

ریخت بر زخمم نمک‌ها شور این دیوانه‌ها

در کف ما اختیار توبه را نگذاشتند

سرنوشت ماست جویا از خط پیمانه‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳چسان عنقا کند با هوشم آهنگ پریدن‌ها
  2. شمارهٔ ۴۴از چشم کم مبین به تن ناتوان ما
  3. شمارهٔ ۴۵ز راحت بیش بینند اهل خواری پایمالی را
  4. شمارهٔ ۴۶بنگر رخ به آتش می تاب داده را
  5. شمارهٔ ۴۷چشم بستن شمع‌سان بی‌تاب می‌سازد مرا
  6. شمارهٔ ۴۸به خون دیدهٔ حسرت سر رشته اند مرا
  7. شمارهٔ ۴۹ترا محرومی ارزانی زآغوش تپیدن‌ها
  8. شمارهٔ ۵۰نباشد عقده‌ای در خاطر ار ابنای دنیا را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.