پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

بیا از قید بیدردی دمی آزاد کن ما را

ز درد ساغر غم ای محبت شاد کن ما را

نوشتم در وصیت نامهٔ طومار آه خود

که صیدی را به خون غلطان چو بینی یاد کن ما را

خمارم رهبر دشت فنا گردید ای ساقی

کرم فرما و از ته جرعه‌ای ایجاد کن ما را

خراب رنجش بیجا شده معمورهٔ طاقت

بیفشان گرد کلفت از دل و آباد کن ما را

خمارِ بادهٔ غفلت فراوان درد سر دارد

ز سر جوش ندامت ساغری امداد کن ما را

سراغ ما نمی‌یابی مگر در وادی عنقا

ز خود رفتن به هر جا می‌رسی فریاد کن ما را!‏

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸در عشق دل چو مخزن اسرار شد مرا
  2. شمارهٔ ۳۹نصیبی گر ز سوز سینه‌ام می‌بود مجنون را
  3. شمارهٔ ۴۰می‌تپد دل بس که در هجر گل آن رو مرا
  4. شمارهٔ ۴۱سوختم در یاد شمع عارض جانانه‌ها
  5. شمارهٔ ۴۲هوای دشت چون افتاد در سر آن پریرو را
  6. شمارهٔ ۴۳چسان عنقا کند با هوشم آهنگ پریدن‌ها
  7. شمارهٔ ۴۴از چشم کم مبین به تن ناتوان ما
  8. شمارهٔ ۴۵ز راحت بیش بینند اهل خواری پایمالی را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.