پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

ضعف کرد آگه از احوالم دلارام مرا

رنگ از رخ رفتهٔ من برد پیغام مرا

ترسم از جوش نزاکت چون رگ گل جا کند

تار پیراهن به تن شوخ گل اندام مرا

دام در خاکی بود هر جلوهٔ موج مرا

بگذراند بس که غم در کلفت ایام مرا

همچو آن زخمی که بعد از به شدن آید بهم

محو می‌سازد نگین از ننگ من نام مرا

بس که جویا خو به سختی‌های دوران کرده‌ام

در دل خارا شرر کی دارد آرام مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷گرچه باشد در بر ما دلبر می نوش ما
  2. شمارهٔ ۳۸در عشق دل چو مخزن اسرار شد مرا
  3. شمارهٔ ۳۹نصیبی گر ز سوز سینه‌ام می‌بود مجنون را
  4. شمارهٔ ۴۰می‌تپد دل بس که در هجر گل آن رو مرا
  5. شمارهٔ ۴۱سوختم در یاد شمع عارض جانانه‌ها
  6. شمارهٔ ۴۲هوای دشت چون افتاد در سر آن پریرو را
  7. شمارهٔ ۴۳چسان عنقا کند با هوشم آهنگ پریدن‌ها
  8. شمارهٔ ۴۴از چشم کم مبین به تن ناتوان ما
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.