پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

نیست باکی ز آتش سودا دل شوریده را

کی هراس از برق باشد کشت آفت دیده را

تهمت‌آلود علایق چون شود عزلت گزین؟

گرد ره کی می‌نشیند دامن برچیده را؟

حلقه‌های دود آهم می شود قلاب دل

در نظر آرم چو آن مژگان برگردیده را

کی شوم روشن سواد زلف او از دیدنی

کس به یک خواندن نفهمد معنی پیچیده را

چشم خواب آلود او را سرمه بیهوشی فزود

خامشی افسانه باشد فتنهٔ خوابیده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶بیا از قید بیدردی دمی آزاد کن ما را
  2. شمارهٔ ۳۷گرچه باشد در بر ما دلبر می نوش ما
  3. شمارهٔ ۳۸در عشق دل چو مخزن اسرار شد مرا
  4. شمارهٔ ۳۹نصیبی گر ز سوز سینه‌ام می‌بود مجنون را
  5. شمارهٔ ۴۰می‌تپد دل بس که در هجر گل آن رو مرا
  6. شمارهٔ ۴۱سوختم در یاد شمع عارض جانانه‌ها
  7. شمارهٔ ۴۲هوای دشت چون افتاد در سر آن پریرو را
  8. شمارهٔ ۴۳چسان عنقا کند با هوشم آهنگ پریدن‌ها
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.