پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

ساخت درد تازه محو از خاطرم آزارها

می‌کند سوزن تهی پا را علاج خارها

پرنیان شعله می‌بافم ز تار و پود آه

می‌توان دریافت حالم از قماش کارها

گرد کلفت بس که آید با سرشک از دل به چشم

پرده‌های دیده در ما و تو شد دیوارها

هر قدر طول اَمَل، آزار مردم بیشتر

هست درخورد درازی پیچ و تاب مارها

نشتر مضراب چون بر رگ زنی طنبور را

خون به جای نغمه می‌آید برون از تارها

با بزرگان است جویا نشئهٔ کوچک دلی

هم‌زبان گردند با هر کودکی کهسارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲چه سان بینم به دست غیردامان وصالش را
  2. شمارهٔ ۳۳غمش گرم تپش گه شعله‌آسا می‌کند ما را
  3. شمارهٔ ۳۴نیست باکی ز آتش سودا دل شوریده را
  4. شمارهٔ ۳۵ضعف کرد آگه از احوالم دلارام مرا
  5. شمارهٔ ۳۶بیا از قید بیدردی دمی آزاد کن ما را
  6. شمارهٔ ۳۷گرچه باشد در بر ما دلبر می نوش ما
  7. شمارهٔ ۳۸در عشق دل چو مخزن اسرار شد مرا
  8. شمارهٔ ۳۹نصیبی گر ز سوز سینه‌ام می‌بود مجنون را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.