پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

دل فرهاد دَرَد ناخن اندیشهٔ ما

آب از خونِ رگِ سنگ خورد شیشهٔ ما

بازوی همت ما قوّت دیگر دارد

می‌کند جلوهٔ شیرین شرر تیشهٔ ما

نالهٔ برق شکارش دل خارا بشکافت

جگر شیر بلرزد زنی بیشهٔ ما

مستی ما همه از جلوهٔ دیدار تو بود

می تجلی بود و طور بود شیشهٔ ما

ما و جای دگر از کوی تو رفتن؟ هیهات!‏

به وصال تو که نگذشت در اندیشهٔ ما

آتش دل بشد از گریه فزون‌تر جویا

سوخت همچون مژه در آب رگ و ریشهٔ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱بس که در راه طلب ضعف است دامنگیر ما
  2. شمارهٔ ۳۲چه سان بینم به دست غیردامان وصالش را
  3. شمارهٔ ۳۳غمش گرم تپش گه شعله‌آسا می‌کند ما را
  4. شمارهٔ ۳۴نیست باکی ز آتش سودا دل شوریده را
  5. شمارهٔ ۳۵ضعف کرد آگه از احوالم دلارام مرا
  6. شمارهٔ ۳۶بیا از قید بیدردی دمی آزاد کن ما را
  7. شمارهٔ ۳۷گرچه باشد در بر ما دلبر می نوش ما
  8. شمارهٔ ۳۸در عشق دل چو مخزن اسرار شد مرا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.