پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

هر قدر زور آورد عشقت شکیباییم ما

شمع‌سان در سوختن‌ها پای بر جاییم ما

کس ز حال تیره‌روزان جنون آگاه نیست

همچو شب در خود نهان از جوش سوداییم ما

می‌رویم از خویشتن چون شمع با بال نگاه

تا به رخسار تو سرگرم تماشاییم ما

مشت خاک ما کند جولان قمری بر هوا

گرد راه جلوهٔ آن سرو بالاییم ما

والهٔ دیدار را نظاره از جا می‌برد

همچو شبنم محو آن خورشید سیماییم ما

ما نه ما باشیم تا مستیم اسیر خویشتن

چون ز خود رفتیم در راه طلب ماییم ما

تنگنای شهر مأنوسِ مزاجِ عشق نیست

همچو مجنون از هواداران صحراییم ما

در نظرشان دگر جویا قناعت پیشه راست

پای در دامان اگر بردیم دریاییم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰ساخت درد تازه محو از خاطرم آزارها
  2. شمارهٔ ۳۱بس که در راه طلب ضعف است دامنگیر ما
  3. شمارهٔ ۳۲چه سان بینم به دست غیردامان وصالش را
  4. شمارهٔ ۳۳غمش گرم تپش گه شعله‌آسا می‌کند ما را
  5. شمارهٔ ۳۴نیست باکی ز آتش سودا دل شوریده را
  6. شمارهٔ ۳۵ضعف کرد آگه از احوالم دلارام مرا
  7. شمارهٔ ۳۶بیا از قید بیدردی دمی آزاد کن ما را
  8. شمارهٔ ۳۷گرچه باشد در بر ما دلبر می نوش ما
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.