پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

می نماید در شب تاریک راه دور را

چشمی از شمع است روشن تر عصای کور را

رستمی، تا چون کمان حلقه بر خود غالبی

می کند گردآوری برگشتن از خود زور را

در پناه عجز ایمن گشتم از جور سپهر

رهزنی در پی نباشد کاروان مور را

شوخی مژگان شد از بیماری چشم تو بیش

اضطراب نبض افزون تر بود رنجور را

عشق را نازم که چون بر تخت استغنا نشست

کرد کشکول گدایی کاسهٔ فغفور را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹دل فرهاد دَرَد ناخن اندیشهٔ ما
  2. شمارهٔ ۳۰ساخت درد تازه محو از خاطرم آزارها
  3. شمارهٔ ۳۱بس که در راه طلب ضعف است دامنگیر ما
  4. شمارهٔ ۳۲چه سان بینم به دست غیردامان وصالش را
  5. شمارهٔ ۳۳غمش گرم تپش گه شعله‌آسا می‌کند ما را
  6. شمارهٔ ۳۴نیست باکی ز آتش سودا دل شوریده را
  7. شمارهٔ ۳۵ضعف کرد آگه از احوالم دلارام مرا
  8. شمارهٔ ۳۶بیا از قید بیدردی دمی آزاد کن ما را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.