پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

چنین در خاک اگر باشد تپش جسم نزارم را

زند بر شیشهٔ چرخ برین سنگ مزارم را

نه تنها درد حرمان تو روزم را سیه دارد

چو داغ لاله در خون می‌کشد شب‌های تارم را

به یاد آن بهار جلوه گلریزان اشک من

کند رشک گلستان ارم، جیب و کنارم را

عجب گر تا دم محشر ز خواب ناز برخیزد

ربود از بس که چشم نیم مست او قرارم را

نشسته چو رگ یاقوت در خون جگر جویا

غمش در سختی از بس بگذراند روزگارم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸هر قدر زور آورد عشقت شکیباییم ما
  2. شمارهٔ ۲۹دل فرهاد دَرَد ناخن اندیشهٔ ما
  3. شمارهٔ ۳۰ساخت درد تازه محو از خاطرم آزارها
  4. شمارهٔ ۳۱بس که در راه طلب ضعف است دامنگیر ما
  5. شمارهٔ ۳۲چه سان بینم به دست غیردامان وصالش را
  6. شمارهٔ ۳۳غمش گرم تپش گه شعله‌آسا می‌کند ما را
  7. شمارهٔ ۳۴نیست باکی ز آتش سودا دل شوریده را
  8. شمارهٔ ۳۵ضعف کرد آگه از احوالم دلارام مرا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.