پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

فروغ بادهٔ لعلی برافروزد چو رنگش را

نقاب از پرنیان گل سزد حسن فرنگش را

نگاه نازپرورد تو بر کهسار اگر افتد

به چشم شوخی مژگان بود رگ‌های سنگش را

مشو غافل! زبان ناز هم فهمیدنی دارد

هزاران آشتی باشد نهان در پرده جنگش را

ز بس جوش لطافت در نظرها در نمی‌آید

نقاب از بوی گل سازند حسن نیم رنگش را

شود از پهلوی من ناوک او شوخ‌تر جویا

دلم مانند شریان در طپش آرد خدنگش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷می نماید در شب تاریک راه دور را
  2. شمارهٔ ۲۸هر قدر زور آورد عشقت شکیباییم ما
  3. شمارهٔ ۲۹دل فرهاد دَرَد ناخن اندیشهٔ ما
  4. شمارهٔ ۳۰ساخت درد تازه محو از خاطرم آزارها
  5. شمارهٔ ۳۱بس که در راه طلب ضعف است دامنگیر ما
  6. شمارهٔ ۳۲چه سان بینم به دست غیردامان وصالش را
  7. شمارهٔ ۳۳غمش گرم تپش گه شعله‌آسا می‌کند ما را
  8. شمارهٔ ۳۴نیست باکی ز آتش سودا دل شوریده را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.