پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

زهی از بادهٔ شوق تو ساغر کاسهٔ سرها

نهان در هر دل از شور تمنای تو محشرها

به باغ از جلوهٔ رنگین فروزی آتش رشکی

که دود از گل گل طاووس برخیزد چو مجمرها

به بحر خون، تپیدن‌های دل‌ها کی عبث باشد؟

به جایی می رسد آخر تلاش این شناورها

زشرح زخمهای سینه کردم نامه ای انشا

که باشد چاک چاک از درد او بال کبوترها

تماشا دارد امشب سینهٔ سوراخ سوراخم

به دم آورده است از داغ‌ها فوج سمندرها

گدای نعمت دردم به راه جست و جو جویا

ببندم بر میان دل را، چو کشکول قلندرها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶چنین در خاک اگر باشد تپش جسم نزارم را
  2. شمارهٔ ۲۷می نماید در شب تاریک راه دور را
  3. شمارهٔ ۲۸هر قدر زور آورد عشقت شکیباییم ما
  4. شمارهٔ ۲۹دل فرهاد دَرَد ناخن اندیشهٔ ما
  5. شمارهٔ ۳۰ساخت درد تازه محو از خاطرم آزارها
  6. شمارهٔ ۳۱بس که در راه طلب ضعف است دامنگیر ما
  7. شمارهٔ ۳۲چه سان بینم به دست غیردامان وصالش را
  8. شمارهٔ ۳۳غمش گرم تپش گه شعله‌آسا می‌کند ما را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.