پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

تا گشته است پای خم آرامگاه ما

گردیده است کوه بدخشان پناه ما

سنگین ز گرد کلفت دل بسکه گشته است

بر پای ما چو سلسله افتاده آه ما

تا آب تربیت نخورد از گداز دل

چون داغ لاله قد نکشد سرو آه ما

در رنگ همچو رشتهٔ یاقوت غوطه خورد

از پهلوی عذار تو مد نگاه ما

سنگین دلیست لنگر شمشیر ابروش

کس جان بدر نبرد زمژگان سپاه ما

از دل متاع درد به تاراج گریه رفت

پنهان در اشک همچو حباب ست آه ما

از بس به شوق دیدنت از جا درآمده

چون شمع بر سر مژه باشد نگاه ما

برقع ز رخ فکنده درآ در حریم وصل

باشد نقاب روی تو شرم نگاه ما

جویا به بزم حیرت او همچو پیک کنگ

گویید خبر زحال دل ما نگاه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳ما راست ای سرآمد لیلی نگاه‌ها
  2. شمارهٔ ۲۴زهی از بادهٔ شوق تو ساغر کاسهٔ سرها
  3. شمارهٔ ۲۵فروغ بادهٔ لعلی برافروزد چو رنگش را
  4. شمارهٔ ۲۶چنین در خاک اگر باشد تپش جسم نزارم را
  5. شمارهٔ ۲۷می نماید در شب تاریک راه دور را
  6. شمارهٔ ۲۸هر قدر زور آورد عشقت شکیباییم ما
  7. شمارهٔ ۲۹دل فرهاد دَرَد ناخن اندیشهٔ ما
  8. شمارهٔ ۳۰ساخت درد تازه محو از خاطرم آزارها
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.