پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

گشت از اندیشهٔ آن ترک ستم مشرب ما

همچو تبخال گره بر لب ما مطلب ما

سوز عشق از سر ما تا دم آخر نرود

استخوانی شده چون شمع ز داغت تب ما

آرزوها همه در پردهٔ دل پنهان ماند

حرف مطلب نشنیده است کسی از لب ما

کوکب طالع ما در دل شب روشن گشت

‏ صبح نوروز شد از فیض وصالت شب ما

چشم بد دور از آن آتش رخسار که دوش

سوخت جویا چو سپند از غم او کوکب ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴زهی از بادهٔ شوق تو ساغر کاسهٔ سرها
  2. شمارهٔ ۲۵فروغ بادهٔ لعلی برافروزد چو رنگش را
  3. شمارهٔ ۲۶چنین در خاک اگر باشد تپش جسم نزارم را
  4. شمارهٔ ۲۷می نماید در شب تاریک راه دور را
  5. شمارهٔ ۲۸هر قدر زور آورد عشقت شکیباییم ما
  6. شمارهٔ ۲۹دل فرهاد دَرَد ناخن اندیشهٔ ما
  7. شمارهٔ ۳۰ساخت درد تازه محو از خاطرم آزارها
  8. شمارهٔ ۳۱بس که در راه طلب ضعف است دامنگیر ما
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.