پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

می‌نهد بر سینه، داغم، عشق سیم‌اندام‌ها

یا برای مرغ دل می‌گسترد گل، دام‌ها

سینه را چندان کند تا از برش دور افکند

می‌کند دایم نگین پهلو تهی زین نام‌ها

نیست حرف راست‌بازانت، دورو، کاین قوم را

غنچه آسا لخت دل باشد زبان در کام‌ها

خرم آن بیدل که در شب‌های هجران با تو بود

گرم گلبازی ز رفت و آمد پیغام‌ها

مهربان‌تر شو که در آیین عاشق‌پروری

ناز چون بسیار شد کم نیست از ابرام‌ها

تلخکام آرزوی او به نقد جان خرد

چون کند شکرفروشی لعلش از دشنام‌ها

شیشه را تنها نشد در محفلت قالب تهی

بازماند از حیرت بزمت دهان جام‌ها

گر چنین از فیض نقش پای او بالد به خویش

‏ بگذرد روی زمین جویا ز پشت بام‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴شد بهار و بیخودیم از نشئهٔ جام هوا
  2. شمارهٔ ۱۵مگر به سعی توان دید جسم لاغر ما
  3. شمارهٔ ۱۶تو و بدمستی و رندی و میْ‌آشامی‌ها
  4. شمارهٔ ۱۷قانع شده ست دل به تمنای او مرا
  5. شمارهٔ ۱۸سینهٔ صد چاک مانند قفس داریم ما
  6. شمارهٔ ۱۹ایمن از جور حوادث ساخت عجز من مرا
  7. شمارهٔ ۲۰برده سیر آهنگی امشب بر فلک داد مرا
  8. شمارهٔ ۲۱تا گشته است پای خم آرامگاه ما
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.