پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

سینهٔ صد چاک مانند قفس داریم ما

نالهٔ پهلو شکافی چون جرس داریم ما

رازدار عشق را نبود مجال دم زدن

بخیه بر زخم دل از تار نفس داریم ما

عاقبت با گوشه ای از هر دو عالم ساختیم

کنج چشم سرمه آلودی هوس داریم ما

عشق سرکش را به جسم زار، الفت داده ایم

صد نیستان شعله در آغوش خس داریم ما

زندگانی در گرفتاریست ما را چون حباب

از قفس گوییم جویا تا نفس داریم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰برده سیر آهنگی امشب بر فلک داد مرا
  2. شمارهٔ ۲۱تا گشته است پای خم آرامگاه ما
  3. شمارهٔ ۲۲گشت از اندیشهٔ آن ترک ستم مشرب ما
  4. شمارهٔ ۲۳ما راست ای سرآمد لیلی نگاه‌ها
  5. شمارهٔ ۲۴زهی از بادهٔ شوق تو ساغر کاسهٔ سرها
  6. شمارهٔ ۲۵فروغ بادهٔ لعلی برافروزد چو رنگش را
  7. شمارهٔ ۲۶چنین در خاک اگر باشد تپش جسم نزارم را
  8. شمارهٔ ۲۷می نماید در شب تاریک راه دور را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.