پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

قانع شده ست دل به تمنای او مرا

در سر بس است شورش سودای او مرا

در عشق پای تا به سرم خون شد و چکید

از بس فشرده پنجهٔ گیرای او مرا

کی در حریم کعبهٔ مقصود ره دهد

از خود برون نکرده تمنای او مرا

در حیرتم که جان به کجایش فدا کنم

از بس گرفته شوق سراپای او مرا

پیش از نگه به گلشن دیدار می رسم

از جای برده شوق تمنای او مرا

جویا به رنگ لاله ز بخت سیه مدام

در خون نشانده داغ تمنای او مرا

خط سبز خو برویان یاد می آید مرا

یعنی از جوش بهاران یاد می آید مرا

کرده جا در تنگنای سینه ام یک شهر غم

مصر دردم از عزیزان یا دمی آید مرا

اختلاط جام و مینا هر کجا بینم بهم

گرمخونیهای مستان یاد می آید مرا

چون به یاد آن گل رخسار می نالد دلم

از بهار و عندلیبان یاد می آید مرا

هر کجا بینم به خاک افتاده برگ لاله ای

لخت دل با داغ حرمان یاد می آید مرا

گرم شوخی سرمه را بینم چو در چشم بتان

گرد میدان صفاهان یاد می آید مرا

صحبت تسلیم را جویا کنم چون آرزو

دامن تخت سلیمان یاد می آید مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹ایمن از جور حوادث ساخت عجز من مرا
  2. شمارهٔ ۲۰برده سیر آهنگی امشب بر فلک داد مرا
  3. شمارهٔ ۲۱تا گشته است پای خم آرامگاه ما
  4. شمارهٔ ۲۲گشت از اندیشهٔ آن ترک ستم مشرب ما
  5. شمارهٔ ۲۳ما راست ای سرآمد لیلی نگاه‌ها
  6. شمارهٔ ۲۴زهی از بادهٔ شوق تو ساغر کاسهٔ سرها
  7. شمارهٔ ۲۵فروغ بادهٔ لعلی برافروزد چو رنگش را
  8. شمارهٔ ۲۶چنین در خاک اگر باشد تپش جسم نزارم را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.