پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

تو و بدمستی و رندی و میْ‌آشامی‌ها

من و خون خوردن و رسوایی و ناکامی‌ها

صبح نوروز خرام است، مبارک باشد

بر تنت جامهٔ چسپان خوش‌اندامی‌ها

نشئه‌ای نیست به غربت می رسوایی را

به وطن می‌بردم خواهش بدنامی‌ها

پختهٔ عشق کجا، شکوهٔ بیداد کجا؟

دل کم حوصله باشد ثمر خامی‌ها

باده می‌نوش که تا هست جهان، خواهد بود

رنگ بر چهرهٔ گل از قدح‌آشامی‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸سینهٔ صد چاک مانند قفس داریم ما
  2. شمارهٔ ۱۹ایمن از جور حوادث ساخت عجز من مرا
  3. شمارهٔ ۲۰برده سیر آهنگی امشب بر فلک داد مرا
  4. شمارهٔ ۲۱تا گشته است پای خم آرامگاه ما
  5. شمارهٔ ۲۲گشت از اندیشهٔ آن ترک ستم مشرب ما
  6. شمارهٔ ۲۳ما راست ای سرآمد لیلی نگاه‌ها
  7. شمارهٔ ۲۴زهی از بادهٔ شوق تو ساغر کاسهٔ سرها
  8. شمارهٔ ۲۵فروغ بادهٔ لعلی برافروزد چو رنگش را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.