پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

ایمن از جور حوادث ساخت عجز من مرا

شیشه جانیها حصاری گشت از آهن مرا

چون نباشم خوشدل از بیتابیی کز درد اوست

صبح نوروزیست هر چاکی ز پیراهن مرا

آتشم؛ آتش، مکن تکلیف سیر گلشنم

پر فشانیهای بلبل می زند دامن مرا

بر نمی تابد مزاج نازکم گلگشت باغ

بی دماغ از نکهت گل می کند گلشن مرا

پردهٔ فانوس نتواند حجاب شمع شد

کی نهان در سینه می ماند دل روشن مرا

بار سنگین گریبان برنتابد وحشتم

در جنون جویا چو صحرا بس بود دامن مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱تا گشته است پای خم آرامگاه ما
  2. شمارهٔ ۲۲گشت از اندیشهٔ آن ترک ستم مشرب ما
  3. شمارهٔ ۲۳ما راست ای سرآمد لیلی نگاه‌ها
  4. شمارهٔ ۲۴زهی از بادهٔ شوق تو ساغر کاسهٔ سرها
  5. شمارهٔ ۲۵فروغ بادهٔ لعلی برافروزد چو رنگش را
  6. شمارهٔ ۲۶چنین در خاک اگر باشد تپش جسم نزارم را
  7. شمارهٔ ۲۷می نماید در شب تاریک راه دور را
  8. شمارهٔ ۲۸هر قدر زور آورد عشقت شکیباییم ما
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.