پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷

صفای می نگر از جبههٔ گشادهٔ ما

حباب آب حیاتست جام بادهٔ ما

ز قوت دل و بازوی ناتوانیهاست

اگر ز رخ نبرد رنگ ایستادهٔ ما

هزار مرحله دوریم از خودی، پیداست

نشان نیستی ما زلوح سادهٔ ما

حریف بازوی جویا نمی شود گردون

که پشت قوس قزح بکشند کبادهٔ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹نخواهم زان گل رخسار برداری نقابش را
  2. شمارهٔ ۱۰کی به گوش او کند جا ناله های زار ما
  3. شمارهٔ ۱۱داغ تو بود لاله صفت زیب تن ما
  4. شمارهٔ ۱۲می‌نهد بر سینه، داغم، عشق سیم‌اندام‌ها
  5. شمارهٔ ۱۳پرتو حسن ز بس سوخته بال و پر ما
  6. شمارهٔ ۱۴شد بهار و بیخودیم از نشئهٔ جام هوا
  7. شمارهٔ ۱۵مگر به سعی توان دید جسم لاغر ما
  8. شمارهٔ ۱۶تو و بدمستی و رندی و میْ‌آشامی‌ها
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.