پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸

بی سرو قدت خاک نشینند چمن‌ها

شد پنبهٔ داغ جگر لاله سمن‌ها

کارم به حریف دو زبان کاش فتادی

چون غنچه سراپای زبانند دهن‌ها

بارید چو از ابر عطایش نم رحمت

در خاک کف بحر کرم گشت کفن‌ها

هرکس که ترا دید دمی بس که ز خود رفت

در بزم تو بوی خبر آید ز سخن‌ها

آهنگ گلستان چو کند سرو تو از شوق

آیند چو طاووس به پرواز چمن‌ها

بر زلف مزن شانه که محتاج نباشد

دل‌بستگی عاشق مسکین به رسن‌ها

هرکس شده جویا چو تو سرگشتهٔ غربت

اکسیر فراغت شمرد خاک وطن‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰کی به گوش او کند جا ناله های زار ما
  2. شمارهٔ ۱۱داغ تو بود لاله صفت زیب تن ما
  3. شمارهٔ ۱۲می‌نهد بر سینه، داغم، عشق سیم‌اندام‌ها
  4. شمارهٔ ۱۳پرتو حسن ز بس سوخته بال و پر ما
  5. شمارهٔ ۱۴شد بهار و بیخودیم از نشئهٔ جام هوا
  6. شمارهٔ ۱۵مگر به سعی توان دید جسم لاغر ما
  7. شمارهٔ ۱۶تو و بدمستی و رندی و میْ‌آشامی‌ها
  8. شمارهٔ ۱۷قانع شده ست دل به تمنای او مرا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.