پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹

نخواهم زان گل رخسار برداری نقابش را

که ترسم گرمی نظاره ای گیرد گلابش را

نسیم امروز با بوی که آمد رو به این وادی

که ماند آغوش حسرت باز هر موج سرابش را

نباشد با رم ما برق را لاف سبک سیری

که آرام رگ خوابست موج اضطرابش را

خبردار دل خود باش در بزم شراب او

نسازی خام سوز از گرمی مجلس کبابش را

دلم بگداخت جویا از خیال شعلهٔ حسنش

ندارد ظرف مینا طاقت زور شرابش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱داغ تو بود لاله صفت زیب تن ما
  2. شمارهٔ ۱۲می‌نهد بر سینه، داغم، عشق سیم‌اندام‌ها
  3. شمارهٔ ۱۳پرتو حسن ز بس سوخته بال و پر ما
  4. شمارهٔ ۱۴شد بهار و بیخودیم از نشئهٔ جام هوا
  5. شمارهٔ ۱۵مگر به سعی توان دید جسم لاغر ما
  6. شمارهٔ ۱۶تو و بدمستی و رندی و میْ‌آشامی‌ها
  7. شمارهٔ ۱۷قانع شده ست دل به تمنای او مرا
  8. شمارهٔ ۱۸سینهٔ صد چاک مانند قفس داریم ما
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.