پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴

ساخت عکس عارضت رشک بهار آیینه را

تا تو ره دادی بیفزود اعتبار آیینه را

گرد کلفت می نشیند بر دل از اندک غمی

می کند آهی نهان زیر غبار آیینه را

شوخی حسن ترا نازم صفایش کم مباد

می کند دایم ز رویت شرمسار آیینه را

در پناه جرأتیم ایمن ز جور دشمنان

دایم از شمشیر می سازیم چار آیینه را

بشکن ای جویا دل آسوده را از سنگ درد

پیش مردان نیست اصلا اعتبار آیینه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶ای به قربان تو گردند کمان ابروها
  2. شمارهٔ ۷صفای می نگر از جبههٔ گشادهٔ ما
  3. شمارهٔ ۸بی سرو قدت خاک نشینند چمن‌ها
  4. شمارهٔ ۹نخواهم زان گل رخسار برداری نقابش را
  5. شمارهٔ ۱۰کی به گوش او کند جا ناله های زار ما
  6. شمارهٔ ۱۱داغ تو بود لاله صفت زیب تن ما
  7. شمارهٔ ۱۲می‌نهد بر سینه، داغم، عشق سیم‌اندام‌ها
  8. شمارهٔ ۱۳پرتو حسن ز بس سوخته بال و پر ما
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.