پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵

چنان پرورده آغوش نزاکت در کنار او را

که سنگینی کند پیراهن بوی بهار او را

به سیر گلشنش با این نزاکت چون توان بردن

رسد ترسم ز موج نکهت گل زخم خار او را

خراش خار بیند از رگ گل رنگ رخسارش

شود گر در چمن برگ گلی آیینه دار او را

نباشد بی فشار غم بر ما عزتی دل را

دل عاشق چو خون گردید باشد اعتبار او را

گلاب از عارض او گرمی نظاره ام گیرد

دهم جویا در آغوش نگه از بس فشار او را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷صفای می نگر از جبههٔ گشادهٔ ما
  2. شمارهٔ ۸بی سرو قدت خاک نشینند چمن‌ها
  3. شمارهٔ ۹نخواهم زان گل رخسار برداری نقابش را
  4. شمارهٔ ۱۰کی به گوش او کند جا ناله های زار ما
  5. شمارهٔ ۱۱داغ تو بود لاله صفت زیب تن ما
  6. شمارهٔ ۱۲می‌نهد بر سینه، داغم، عشق سیم‌اندام‌ها
  7. شمارهٔ ۱۳پرتو حسن ز بس سوخته بال و پر ما
  8. شمارهٔ ۱۴شد بهار و بیخودیم از نشئهٔ جام هوا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.