پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱

الهی ره نما سوی خود این مدهوش غافل را

ز دردت جامه زیب داغ چون طاووس کن دل را

برد بی‌طاقتی از عالم هستی برون دل را

تپیدن بال پرواز است مرغ نیم بسمل را

تب عشقت چنان در آتش بی‌تابی‌ام دارد

که شریان از تپیدن در فلاخن می‌نهد دل را

برآ از خویش و در گلزار مقصد کامرانی کن

ز خود رفتن به سالک می‌کند نزدیک منزل را

شود از جنبش گهواره خواب طفل سنگین‌تر

تپیدن بیشتر غافل کند دل‌های غافل را

ز طوفان حوادث فیض عجزت ایمنی بخشد

شکستن می‌برد جویا به ساحل کشتی دل را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳چنان به پیش فلک نالم از غمت شب‌ها
  2. شمارهٔ ۴ساخت عکس عارضت رشک بهار آیینه را
  3. شمارهٔ ۵چنان پرورده آغوش نزاکت در کنار او را
  4. شمارهٔ ۶ای به قربان تو گردند کمان ابروها
  5. شمارهٔ ۷صفای می نگر از جبههٔ گشادهٔ ما
  6. شمارهٔ ۸بی سرو قدت خاک نشینند چمن‌ها
  7. شمارهٔ ۹نخواهم زان گل رخسار برداری نقابش را
  8. شمارهٔ ۱۰کی به گوش او کند جا ناله های زار ما
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.