پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۴

رخ نمودی و جهانی به تماشا برخاست

برقع افکندی و فریاد ز دلها برخاست

تخم اشکی که ز درد تو فشاندیم به خاک

نخل آهی شد و از سینهٔ صحرا برخاست

جز نکویی طمع از سلسلهٔ نیک مدار

گوهر افشان بود ابری که ز دریا برخاست

هر قدم شور قیامت ز پی اش برخیزد

هر که با سلسلهٔ عشق تو از جا برخاست

کو گذشتی که سحر روی به دنیا نکند

شام آن کس که چو مهر از سر دنیا برخاست

در خیالت به ره دیده و دل بسکه دوید

نگه از چشم ترم آبله برپا برخاست

سیر در جنت آزادی اش ارزانی باد

هر که مانند تو جویا ز تمنا برخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶زدل جز عجز و زاری خوشنما نیست
  2. شمارهٔ ۱۶۷با اشک تا ز دیده به رویم چکیده است
  3. شمارهٔ ۱۶۸دارد حیات، عالمی و جان پدید نیست
  4. شمارهٔ ۱۶۹هر نالهٔ دل من آواز دلگشایی است
  5. شمارهٔ ۱۷۰نه همین رشک رخ و زلفش گل و سنبل گداخت
  6. شمارهٔ ۱۷۱موسم جوش گل و نسترن است
  7. شمارهٔ ۱۷۲خط پشت لب میگون تو عنوان گل است
  8. شمارهٔ ۱۷۳گر بخرامد، نسیم خلد برین است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.