پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

ترا کاری بجز جور و جفا نیست

مرا هم شیوه ای غیر از وفا نیست

مکرر سیر باغ حسن کردیم

گلشن را رنگ و بویی از وفا نیست

گزیدم بسکه شبها از ندامت

چو مقراضم لب و دندان جدا نیست

به جان شرمنده ام از همت دل

که در بند حصول مدعا نیست

دوای دل بود دردی که ما راست

دل عشاق محتاج دوا نیست

حریفی را به پیری می پرستم

که همچون صبح بی صدق و صفا نیست

به خود امیدها دارم که هرگز

امیدی از کسم غیر از خدا نیست

دلم بیگانهٔ بزمی است کآنجا

نگاهی با نگاهی آشنا نیست

مرا در عشقبازی از نکویان

به جز مهر و وفایی مدعا نیست

چه می دانستم ای بیگانه خوبان

که در شهر شما رسم وفا نیست

سرت گردم ترحم کن به جویا

دلش را اینقدر تاب جفا نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵خون خوردن اینقدر پی تحصیل مال چیست؟
  2. شمارهٔ ۱۶۶زدل جز عجز و زاری خوشنما نیست
  3. شمارهٔ ۱۶۷با اشک تا ز دیده به رویم چکیده است
  4. شمارهٔ ۱۶۸دارد حیات، عالمی و جان پدید نیست
  5. شمارهٔ ۱۶۹هر نالهٔ دل من آواز دلگشایی است
  6. شمارهٔ ۱۷۰نه همین رشک رخ و زلفش گل و سنبل گداخت
  7. شمارهٔ ۱۷۱موسم جوش گل و نسترن است
  8. شمارهٔ ۱۷۲خط پشت لب میگون تو عنوان گل است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.