پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲

آبی ز دانهٔ عنب ای دل چشیدنی است

غافل مشو که این سر پستان مکیدنی است

یک صبحدم چو پنجهٔ خورشید جلوه کن

پیراهن تحمل عاشق دریدنی است

از آبیاری مژه ام چون گل چراغ

بالیده است بسکه گل داغ چیدنی است

بگذر ز خواهش دل و محمود وقت باش

زلف ایاز طول املها بریدنی است

باشد هلاک یک شبه منظور خاص و عام

حسنی که ماه ماه کند جلوه دیدنی است

از پهلوی دل است تنم محشر بلا

این قطره خون ز پنجهٔ مژگان چکیدنی است

از ضعف قوتی طلب از عجز همتی

جویا کمان ناز نکویان کشیدنی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۴رخ نمودی و جهانی به تماشا برخاست
  2. شمارهٔ ۱۶۵خون خوردن اینقدر پی تحصیل مال چیست؟
  3. شمارهٔ ۱۶۶زدل جز عجز و زاری خوشنما نیست
  4. شمارهٔ ۱۶۷با اشک تا ز دیده به رویم چکیده است
  5. شمارهٔ ۱۶۸دارد حیات، عالمی و جان پدید نیست
  6. شمارهٔ ۱۶۹هر نالهٔ دل من آواز دلگشایی است
  7. شمارهٔ ۱۷۰نه همین رشک رخ و زلفش گل و سنبل گداخت
  8. شمارهٔ ۱۷۱موسم جوش گل و نسترن است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.