پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۱

دل هجران زده از سیر گلستان سیر است

دور از او موج هوابر سر ما شمشیر است

نزند ال و پرش در دم حیرت رنگم

این خزان جلوه، تذرو چمن تصویر است

نالهٔ العطش آمد ز نگاهش چون شمع

آتش عشق تو آنرا که گریبانگیر است

گریه نگذاشت چو پروانه به گردش گردد

موج اشکم به پر و بال نگه زنجیر است

آه جویا چو جرس پهلوی گردون بشکافت

نفس خستهٔ درد تو دم شمشیر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳ترا کاری بجز جور و جفا نیست
  2. شمارهٔ ۱۶۴رخ نمودی و جهانی به تماشا برخاست
  3. شمارهٔ ۱۶۵خون خوردن اینقدر پی تحصیل مال چیست؟
  4. شمارهٔ ۱۶۶زدل جز عجز و زاری خوشنما نیست
  5. شمارهٔ ۱۶۷با اشک تا ز دیده به رویم چکیده است
  6. شمارهٔ ۱۶۸دارد حیات، عالمی و جان پدید نیست
  7. شمارهٔ ۱۶۹هر نالهٔ دل من آواز دلگشایی است
  8. شمارهٔ ۱۷۰نه همین رشک رخ و زلفش گل و سنبل گداخت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.