پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

مست و بیخود شوخ من افتاده است

بر زمین همچون چمن افتاده است

هر که در تعریف خود کوشد مدام

بر زبان خویشتن افتاده است

گوهر معنی نمی جویند خلق

ورنه بیرون از سخن افتاده است

از صفای عارضش لغزیده است

دل که در چاه ذقن افتاده است

کرده سامان حیات جاودان

آنکه در فکر سخن افتاده است

دور از آزادی چو مرغ بیضه است

هر که در دام وطن افتاده است

هر کجا شوری ست جویا در جهان

زان لب شکرشکن افتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲آبی ز دانهٔ عنب ای دل چشیدنی است
  2. شمارهٔ ۱۶۳ترا کاری بجز جور و جفا نیست
  3. شمارهٔ ۱۶۴رخ نمودی و جهانی به تماشا برخاست
  4. شمارهٔ ۱۶۵خون خوردن اینقدر پی تحصیل مال چیست؟
  5. شمارهٔ ۱۶۶زدل جز عجز و زاری خوشنما نیست
  6. شمارهٔ ۱۶۷با اشک تا ز دیده به رویم چکیده است
  7. شمارهٔ ۱۶۸دارد حیات، عالمی و جان پدید نیست
  8. شمارهٔ ۱۶۹هر نالهٔ دل من آواز دلگشایی است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.