پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹

زهر چشم آلوده بود این باده کاندر جام ریخت

ساقی امشب لخت دل چون غنچه ام در کام ریخت

بسکه لبریز طراوت در خرام آمد به باغ

آبروی صد خیابان گل از آن اندام ریخت

شکوه ای کردم رقم از اشک ریزی های چشم

چون ز گل شبنم ز حسرت نامه ام پیغام ریخت

گریه شست آن داغ را کز یاد چشمت داشت دل

حیف کز بسیاری باران گل بادام ریخت

کی شراب خوشدلی جویا به دست آسان فتد

غنچه از بهر شکفتن خون دل در جام ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۱دل هجران زده از سیر گلستان سیر است
  2. شمارهٔ ۱۶۲آبی ز دانهٔ عنب ای دل چشیدنی است
  3. شمارهٔ ۱۶۳ترا کاری بجز جور و جفا نیست
  4. شمارهٔ ۱۶۴رخ نمودی و جهانی به تماشا برخاست
  5. شمارهٔ ۱۶۵خون خوردن اینقدر پی تحصیل مال چیست؟
  6. شمارهٔ ۱۶۶زدل جز عجز و زاری خوشنما نیست
  7. شمارهٔ ۱۶۷با اشک تا ز دیده به رویم چکیده است
  8. شمارهٔ ۱۶۸دارد حیات، عالمی و جان پدید نیست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.