پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی

همام تبریزی

غزلیات

۲۲۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ دوش با من لطفکی آغاز کرد آن دلبرک
  2. شمارهٔ ۱۲۲ که می گوید که هست این صورت از گل
  3. شمارهٔ ۱۲۳ وداع یار و دیارم چو بگذرد به خیال
  4. شمارهٔ ۱۲۴ ما می‌رویم داده تو را یادگار دل
  5. شمارهٔ ۱۲۵ ای سر زلف خوشت سلسله جنبان دل
  6. شمارهٔ ۱۲۶ زهی مقبل که شد پیش تو مقبول
  7. شمارهٔ ۱۲۷ چو ترک من بگشاید بر ابروان کاکول
  8. شمارهٔ ۱۲۸ آرزومندم ولیکن کو قدم
  9. شمارهٔ ۱۲۹ ماه ز مشرق طلوع کرد چو رویت تمام
  10. شمارهٔ ۱۳۰ من به اومید تو از راه دراز آمده‌ام
  11. شمارهٔ ۱۳۱ چشم خود را دوست می‌دارم که رویش دیده‌ام
  12. شمارهٔ ۱۳۲ من از دنیا و مافیها دل اندر نیکوان بستم
  13. شمارهٔ ۱۳۳ هزاران نقش گوناگون ببستم
  14. شمارهٔ ۱۳۴ نرسیده‌ست به گوش تو مگر فریادم
  15. شمارهٔ ۱۳۵ پیش یاران امشبی ناخوانده مهمان آمدم
  16. شمارهٔ ۱۳۶ چون سر زلف تو برعارض زیبا دیدم
  17. شمارهٔ ۱۳۷ این منم در صحبت جانان که جان می‌پرورم
  18. شمارهٔ ۱۳۸ سعادتی که ز ناگه درآمدی ز درم
  19. شمارهٔ ۱۳۹ کجا روم که کمند تو می‌کشد بازم
  20. شمارهٔ ۱۴۰ تا نفس هست به روی تو برآید نفسم
  21. شمارهٔ ۱۴۱ در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
  22. شمارهٔ ۱۴۲ ساقیا بر سر جان بار گران است تنم
  23. شمارهٔ ۱۴۳ عنبرین است به ذکر تو نفس‌ها که زنم
  24. شمارهٔ ۱۴۴ تا کی آخر ز غمت ناله شب‌گیر کنم
  25. شمارهٔ ۱۴۵ مرا چو سرو نو باید به بوستان چه کنم
  26. شمارهٔ ۱۴۶ عالمی را به جمالت نگران می‌بینم
  27. شمارهٔ ۱۴۷ در رخت می‌نگرم صورت جان می‌بینم
  28. شمارهٔ ۱۴۸ بلبلان را همه شب خواب نیاید زان بیم
  29. شمارهٔ ۱۴۹ نوبهار و بوی زلف یار و انفاس نسیم
  30. شمارهٔ ۱۵۰ ما به بوی زلف یار مهربان آسوده‌ایم
  31. شمارهٔ ۱۵۱ ما گر چه ز خدمتت جداییم
  32. شمارهٔ ۱۵۲ ای پیش نقش روی تو صاحب‌دلان بی خویشتن
  33. شمارهٔ ۱۵۳ به معنی چون شود صورت مزین
  34. شمارهٔ ۱۵۴ تازه شود حیات ما چون بگشاید او دهن
  35. شمارهٔ ۱۵۵ تا سرم خالی نگردد از خیال ما و من
  36. شمارهٔ ۱۵۶ غنچهٔ خندان فدا بادت چو بگشایی دهن
  37. شمارهٔ ۱۵۷ نیاید در قلم یارا حدیث آرزومندان
  38. شمارهٔ ۱۵۸ خیالی بود و خوابی وصل یاران
  39. شمارهٔ ۱۵۹ شیوهٔ مردان نباشد عشق پنهان باختن
  40. شمارهٔ ۱۶۰ چیست دولت، صحبت صاحب‌دلان دریافتن
  41. شمارهٔ ۱۶۱ عاشقی چیست به جان بندهٔ جانان بودن
  42. شمارهٔ ۱۶۲ ای آرزوی چشمم رویت به خواب دیدن
  43. شمارهٔ ۱۶۳ در باغ چو بالایت سروی نتوان دیدن
  44. شمارهٔ ۱۶۴ ملامت می‌کند دشمن مرا در عشق ورزیدن
  45. شمارهٔ ۱۶۵ عجب باشد تن از جان آفریدن
  46. شمارهٔ ۱۶۶ تا عقل کل حیران شود برقع ز رخ یک سو فکن
  47. شمارهٔ ۱۶۷ ترک مه پیکر من تا که برفت از بر من
  48. شمارهٔ ۱۶۸ ای سواد زلف تو سودای من
  49. شمارهٔ ۱۶۹ بر کف ماه نیکوان جام چو آفتاب بین
  50. شمارهٔ ۱۷۰ دارم امید وصل تمنای من ببین
  51. شمارهٔ ۱۷۱ حدیث زلف و خال و چشم و ابرو
  52. شمارهٔ ۱۷۲ کشم نقد جان را به بازار او
  53. شمارهٔ ۱۷۳ چون منی را کی رسد روی جهان‌آرای تو
  54. شمارهٔ ۱۷۴ پاک‌چشمانند مرد روی تو
  55. شمارهٔ ۱۷۵ ای صبا آنچه شنیدی ز لب یار بگو
  56. شمارهٔ ۱۷۶ می‌آمد و خلق شهر در پی
  57. شمارهٔ ۱۷۷ اگر نه روی تو باشد کجا برم دنیی
  58. شمارهٔ ۱۷۸ بدین ملاحت و حسن و لطافت و معنی
  59. شمارهٔ ۱۷۹ ماه رویا دوش عزم جام و ساغر کرده‌ای
  60. شمارهٔ ۱۸۰ باز ای مطرب حدیثی در میان انداختی

متن اشعار به نقل از گنجور.