پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

پیش یاران امشبی ناخوانده مهمان آمدم

عاشقان تشنه لب را آب حیوان آمدم

مجلس این قوم را از رنگ و بویی چاره نیست

با رخ گلگون و زلف عنبرافشان آمدم

صورت جانم که هر چشمی نبیند روی من

فارغم کز دیدهٔ اغیار پنهان آمدم

عاشقانم را چو بر گوی گریبان غیرت است

امشبی بی‌زحمت گوی گریبان آمدم

در سخن از پسته خندان همی‌ریزم شکر

کمتر از نقلی که بر سر وقت باران آمدم

عاشقان را گر چه از هجران پریشان داشتم

عاقبت هم بر سر ایشان پریشان آمدم

تا دل سرگشتگان چون گوی سرگردان کنم

اینک امشب با سر زلف چو چوگان آمدم

گر چه ترکم خوی ترکی کرده‌ام بیرون ز سر

برسر یاران خود بی کیش و قربان آمدم

سال‌ها در جست و جویم بود سرگشته همام

تا نپنداری که من در دستش آسان آمدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷این منم در صحبت جانان که جان می‌پرورم
  2. شمارهٔ ۱۳۸سعادتی که ز ناگه درآمدی ز درم
  3. شمارهٔ ۱۳۹کجا روم که کمند تو می‌کشد بازم
  4. شمارهٔ ۱۴۰تا نفس هست به روی تو برآید نفسم
  5. شمارهٔ ۱۴۱در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
  6. شمارهٔ ۱۴۲ساقیا بر سر جان بار گران است تنم
  7. شمارهٔ ۱۴۳عنبرین است به ذکر تو نفس‌ها که زنم
  8. شمارهٔ ۱۴۴تا کی آخر ز غمت ناله شب‌گیر کنم
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.