پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم

ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم

به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم

به آرزوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم

به مجمعی که در آیند شاهدان دو عالم

نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم

حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم

جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم

می بهشت ننوشم ز جام و ساغر رضوان

مرا به باده چه حاجت چو مست بوی تو باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳عنبرین است به ذکر تو نفس‌ها که زنم
  2. شمارهٔ ۱۴۴تا کی آخر ز غمت ناله شب‌گیر کنم
  3. شمارهٔ ۱۴۵مرا چو سرو نو باید به بوستان چه کنم
  4. شمارهٔ ۱۴۶عالمی را به جمالت نگران می‌بینم
  5. شمارهٔ ۱۴۷در رخت می‌نگرم صورت جان می‌بینم
  6. شمارهٔ ۱۴۸بلبلان را همه شب خواب نیاید زان بیم
  7. شمارهٔ ۱۴۹نوبهار و بوی زلف یار و انفاس نسیم
  8. شمارهٔ ۱۵۰ما به بوی زلف یار مهربان آسوده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.