پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

بلبلان را همه شب خواب نیاید زان بیم

که مبادا که برد برگ گلی باد نسیم

شب مهتاب و گل و بلبل سرمست به هم

مجلس آن نیست که در خواب رود چشم ندیم

باد را گر خبر از غیرت بلبل بودی

هیچ وقتی به گلستان نگذشتی از بیم

آتش عشق نگر در همه چیزی ور نی

مرغ را نغمه عشاق که کردی تعلیم

آدمی را که از این حال خبر بیشتر است

طالب صحبت یار است نه جنات نعیم

با چنین روی که را میل بود سوی بهشت

بی تو آسایش فردوس عذابی‌ست الیم

عشق می‌ورزم و گو خصم ملامت می‌کن

نه من آورده‌ام این شیوه که رسمی‌ست قدیم

گر نمایم به ملامتگر خود صورت دوست

دهد انصاف و کند مسأله با ما تسلیم

گر چو روی تو بُدی ماه نکردی هرگز

به سرانگشت نبی صورت مه را به دو نیم

هر که در بند سر زلف چو زنجیر تو شد

ظاهر آن است که کمتر شنود پند حکیم

همچو بادی دگران بر درت آیند و روند

بر سر کوی تو چون خاک همام است مقیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰ما به بوی زلف یار مهربان آسوده‌ایم
  2. شمارهٔ ۱۵۱ما گر چه ز خدمتت جداییم
  3. شمارهٔ ۱۵۲ای پیش نقش روی تو صاحب‌دلان بی خویشتن
  4. شمارهٔ ۱۵۳به معنی چون شود صورت مزین
  5. شمارهٔ ۱۵۴تازه شود حیات ما چون بگشاید او دهن
  6. شمارهٔ ۱۵۵تا سرم خالی نگردد از خیال ما و من
  7. شمارهٔ ۱۵۶غنچهٔ خندان فدا بادت چو بگشایی دهن
  8. شمارهٔ ۱۵۷نیاید در قلم یارا حدیث آرزومندان
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.