پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

ما گر چه ز خدمتت جداییم

تا ظن نبری که بی‌وفاییم

آن‌ها که وفا به سر نبردند

زنهار گمان مبر که ماییم

ما زرق و ریا نمی‌فروشیم

حال دل خویش می‌نماییم

نزدیک توییم گر چه دوریم

بیگانه نمای آشناییم

گر ملک جهان دهند ما را

چون وصل تو نیست بی‌نواییم

این بیت زگفتۀ نظامی

گوییم و ز دیده خون گشاییم

آیا تو کجا و ما کجاییم

تو آن که ای که ما تو راییم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳به معنی چون شود صورت مزین
  2. شمارهٔ ۱۵۴تازه شود حیات ما چون بگشاید او دهن
  3. شمارهٔ ۱۵۵تا سرم خالی نگردد از خیال ما و من
  4. شمارهٔ ۱۵۶غنچهٔ خندان فدا بادت چو بگشایی دهن
  5. شمارهٔ ۱۵۷نیاید در قلم یارا حدیث آرزومندان
  6. شمارهٔ ۱۵۸خیالی بود و خوابی وصل یاران
  7. شمارهٔ ۱۵۹شیوهٔ مردان نباشد عشق پنهان باختن
  8. شمارهٔ ۱۶۰چیست دولت، صحبت صاحب‌دلان دریافتن
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.