پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹

شیوهٔ مردان نباشد عشق پنهان باختن

کمتر از پروانه نتوان بود در جان باختن

در مقامرخانهٔ رندانِ با همت در آی

تا ببینی از گدایان ملک سلطان باختن

در خرابات محبت کار سرمستان بود

جاه و مال و نام و ننگ و کفر و ایمان باختن

چون حریف دوستی نام گرو بردن که چه

شرط جانبازان نباشد با گروگان باختن

گویِ دل، خوش می‌رباید زلف چون چوگان تو

گو بیاموزید شاهان، گوی و چوگان باختن

پاکبازان را چو بازی می‌نماید ای همام

بر بساط نرد عشقش مهرهٔ جان باختن

بازی ما گر پریشان است در شطرنج عشق

مست را معذور دارید از پریشان باختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۱عاشقی چیست به جان بندهٔ جانان بودن
  2. شمارهٔ ۱۶۲ای آرزوی چشمم رویت به خواب دیدن
  3. شمارهٔ ۱۶۳در باغ چو بالایت سروی نتوان دیدن
  4. شمارهٔ ۱۶۴ملامت می‌کند دشمن مرا در عشق ورزیدن
  5. شمارهٔ ۱۶۵عجب باشد تن از جان آفریدن
  6. شمارهٔ ۱۶۶تا عقل کل حیران شود برقع ز رخ یک سو فکن
  7. شمارهٔ ۱۶۷ترک مه پیکر من تا که برفت از بر من
  8. شمارهٔ ۱۶۸ای سواد زلف تو سودای من
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.