پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

عجب باشد تن از جان آفریدن

ز گل خورشید تابان آفریدن

میان چشمه خورشید تابان

لبی چون آب حیوان آفریدن

بهشتی بر سر سرو خرامان

برای نزهت جان آفریدن

دهان پسته دادن آدمی را

زبانش شکر افشان آفریدن

میان ذره بی یاقوت احمر

ز در سی و دو دندان آفریدن

به زیر غمزه‌های چشم جادو

هزاران سحر و دستان آفریدن

ز روی نازنین و خال مشکین

به یک جا کفر و ایمان آفریدن

ز شب بر روز روشن سایه‌بانی

ز موی و روی جانان آفریدن

عجبتر زین بگویم چیست دانی

چو شاه از نوع انسان آفریدن

غیاث الدین که چون او پادشاهی

نخواهد نیز یزدان آفریدن

تعالی پادشاهی کاو تواند

از انسان مثل ایشان آفریدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷ترک مه پیکر من تا که برفت از بر من
  2. شمارهٔ ۱۶۸ای سواد زلف تو سودای من
  3. شمارهٔ ۱۶۹بر کف ماه نیکوان جام چو آفتاب بین
  4. شمارهٔ ۱۷۰دارم امید وصل تمنای من ببین
  5. شمارهٔ ۱۷۱حدیث زلف و خال و چشم و ابرو
  6. شمارهٔ ۱۷۲کشم نقد جان را به بازار او
  7. شمارهٔ ۱۷۳چون منی را کی رسد روی جهان‌آرای تو
  8. شمارهٔ ۱۷۴پاک‌چشمانند مرد روی تو
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.