پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴

پاک‌چشمانند مرد روی تو

راه کژبینان نباشد سوی تو

خوش‌نویسان را نیاید در قلم

هیچ نونی خوشتر از ابروی تو

ناتوان گردم ز غیرت چون نسیم

گر بجنباند نسیمی موی تو

زنده بی رویت نمانم گر مرا

هر زمان جانی نبخشد بوی تو

دوستان از تشنگی جان می‌دهند

و آب حیوان می‌رود در جوی تو

عاشقان را تا سحر باشد سماع

هرشب از بانگ سگان کوی تو

چشم خواب آلود تو خواب همام

بست آه از نرگس جادوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۶می‌آمد و خلق شهر در پی
  2. شمارهٔ ۱۷۷اگر نه روی تو باشد کجا برم دنیی
  3. شمارهٔ ۱۷۸بدین ملاحت و حسن و لطافت و معنی
  4. شمارهٔ ۱۷۹ماه رویا دوش عزم جام و ساغر کرده‌ای
  5. شمارهٔ ۱۸۰باز ای مطرب حدیثی در میان انداختی
  6. شمارهٔ ۱۸۱چو بالای تو گر سروی میان بوستانستی
  7. شمارهٔ ۱۸۲گر دلم را اشتیاق روی یاران نیستی
  8. شمارهٔ ۱۸۳چون بگذرد به شهر چنین سرو قامتی
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.