پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷

اگر نه روی تو باشد کجا برم دنیی

تویی خلاصه دنیی و کس نگوید نی

نظر به صورت خوبان همی‌کنم ایشان

به پیش روی تو چون صورتند بی معنی

کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد

کجاست یوسف مصری که تاکنم دعوی

نظر به روی تو کردن حرام چون باشد

که از مشاهده بخشی به عاشقان تقوی

چنین که حسن تو آوازه در جهان افکند

که التفات نماید به قصه لیلی

اگر به سرو بگوید قدت که بنده ماست

به ذوق در سخن آید به صد زیان کاری

برای دیدن رویت خوش است بینایی

وگرنه چشم نباید گشاد در دنیی

اگر تو در قلم آری به سهو نام همام

کند نظارهٔ رویت بدان دو دیده نیی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹ماه رویا دوش عزم جام و ساغر کرده‌ای
  2. شمارهٔ ۱۸۰باز ای مطرب حدیثی در میان انداختی
  3. شمارهٔ ۱۸۱چو بالای تو گر سروی میان بوستانستی
  4. شمارهٔ ۱۸۲گر دلم را اشتیاق روی یاران نیستی
  5. شمارهٔ ۱۸۳چون بگذرد به شهر چنین سرو قامتی
  6. شمارهٔ ۱۸۴گفت از برای چیدن گل در چمن شدی
  7. شمارهٔ ۱۸۵بر دل از زلف چو زنجیر تو دارم بندی
  8. شمارهٔ ۱۸۶توبه کردم که نخوانم دگرت ماه و پری
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.