پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

توبه کردم که نخوانم دگرت ماه و پری

هر چه دیدیم و شنیدیم از آن خوبتری

تا ببینیم نظیرت به جهان گردیدیم

نیکوان را همه دیدیم تو چیزی دگری

عارفان روی تو جویند نه گل‌های بهشت

عقلشان می‌کند اقرار به صاحب‌نظری

می‌روی دیده مردم نگران از چپ و راست

همه در حسرت خاکی که بر او می‌گذری

التفاتی نکند سوی کسی چشم خوشت

هر یکی را هوس آن که کجا می‌نگری

هوس آن بود که حسنت همگی در یابم

باز دیدم نه به اندازه نور بصری

می‌دهد زلف تو را باد صبا تشویشی

مگر ای باد تو از غیرت ما بی‌خبری

مگذر بر سر زلفش که گرفتار شوی

جان ازین دامِ به هم برشده بیرون نبری

عاشقی را که بود غیرت صحبت چو همام

راز معشوق نگوید به نسیم سحری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸ای باد نو بهاری بوی بهشت داری
  2. شمارهٔ ۱۸۹ای نسیم سحری هیچ سر آن داری
  3. شمارهٔ ۱۹۰ترسا بچه‌ای ناگه بر کف می گلناری
  4. شمارهٔ ۱۹۱خجسته زمانی و خوش روزگاری
  5. شمارهٔ ۱۹۲معذورم اگر ورزم سودای چنین یاری
  6. شمارهٔ ۱۹۳دیگر نخوانم جان تورا زیرا که از جان خوشتری
  7. شمارهٔ ۱۹۴بازیچه نیست آخر آیین عشق‌بازی
  8. شمارهٔ ۱۹۵به خوبی‌ست هر دل نوازی ایازی
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.