پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

خجسته زمانی و خوش روزگاری

که بازآید از در مرا چون تو یاری

ز رویت بهشتی شود مسکن ما

به هر گوشه‌ای بشکفد لاله‌زاری

به سرو روان تو گوید دو چشمم

کجا می‌روی از چنین جویباری

لبم را توقع بود پای‌بوسی

که را زهره باشد حدیث کناری

به هر مرغزاری رسیدم ندیدم

گلی کان ز رویت بود یادگاری

به شکرانه جان را برافشانم آن دم

دریغا به از جان ندارم نثاری

کسی را که باشد وصالت میسر

زهی خوش حیاتی عجب کار و باری

مبارک زمینی که شهر تو باشد

به هر موسم آنجا بود نوبهاری

کجا یاد جنت کند مهربانی

که بر خاک کوی تو گیرد قراری

به امید روزی که روی تو بینم

به سر می‌برم عمر در انتظاری

سگان را مجال است بر آستانت

خوشا وقت ایشان مرا نیست باری

به اقبال وصل تو باشد که آرد

همام از فراق تو جان با کناری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳دیگر نخوانم جان تورا زیرا که از جان خوشتری
  2. شمارهٔ ۱۹۴بازیچه نیست آخر آیین عشق‌بازی
  3. شمارهٔ ۱۹۵به خوبی‌ست هر دل نوازی ایازی
  4. شمارهٔ ۱۹۶به یک کرشمه توانی که کار ما سازی
  5. شمارهٔ ۱۹۷کیست کاین فتنه نشاند که تو می‌آغازی
  6. شمارهٔ ۱۹۸در آرزوی تو گشتم به هر دیار بسی
  7. شمارهٔ ۱۹۹نه چنان مست و خرابم ز دو چشم ساقی
  8. شمارهٔ ۲۰۰بگذشت بر نظارگان نگذاشت در قالب دلی
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.