پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

نه چنان مست و خرابم ز دو چشم ساقی

که مرا با دگری هست خیالی باقی

مستی از هستی من جز سر مویی نگذاشت

وان قدر نیز نخواهم که بود ای ساقی

مست گشتیم و نخواهی تو که فانی گردیم

زان که در آرزوی عربدۀ عشاقی

هر کجا پرتو حسنی‌ست ز رویت اثری‌ست

آفتابی تو که منظور همه آفاقی

جان من از سر زلف تو نسیمی بشنید

عزم دارد که کند صحبت تن در باقی

خود نمایان اگر از عشق تو بویی یابند

پیش شاهان نفروشند دگر زراقی

حیف باشد که بخوانند غزل‌های همام

پیش خامی که ندارد خبر از مشتاقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱اکنون که نیست ما را با دوستان وصالی
  2. شمارهٔ ۲۰۲ای خواب که می‌بینمت از بهر خیالی
  3. شمارهٔ ۲۰۳مباد دل ز هوای تو یک زمان خالی
  4. شمارهٔ ۲۰۴کو جوانی تا فدای عشق خوبان کردمی
  5. شمارهٔ ۲۰۵از تشنگی بمردم ای آب زندگانی
  6. شمارهٔ ۲۰۶الا ای ماه کنعانی برآ از چاه ظلمانی
  7. شمارهٔ ۲۰۷ای نور دیده و دل از دیده‌ها نهانی
  8. شمارهٔ ۲۰۸بشنو ز نی سماعی به زبان بی‌زبانی
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.