پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

ای خواب که می‌بینمت از بهر خیالی

حیف است که با دیده تو را نیست وصالی

از رهگذر خواب توان دید خیالت

در آرزوی خواب شدم همچو خیالی

راضی‌ست به دیدار خیالی ز جمالت

آن دیده که با روی تواش بود مجالی

در یاد توام روز و شبم فکر تو باشد

یک دم ز تو خالی نشوم در همه حالی

ای آب حیات از لب من دور چرایی

فریاد که از تشنه دریغ است زلالی

از غم چو هلالی شده‌ام تا که ندیدم

ز ابروی تو بر چشمهٔ خورشید هلالی

دل عذر غمت خواهد گوید که مبادا

کز تنگی جایت بود ای دوست ملالی

کی لایق وصل تو بود مثل همامی

عمری گذرانیده به سودای محالی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴کو جوانی تا فدای عشق خوبان کردمی
  2. شمارهٔ ۲۰۵از تشنگی بمردم ای آب زندگانی
  3. شمارهٔ ۲۰۶الا ای ماه کنعانی برآ از چاه ظلمانی
  4. شمارهٔ ۲۰۷ای نور دیده و دل از دیده‌ها نهانی
  5. شمارهٔ ۲۰۸بشنو ز نی سماعی به زبان بی‌زبانی
  6. شمارهٔ ۲۰۹به جای هر سر مویی گرم بود جانی
  7. شمارهٔ ۲۱۰ز بهر تو باید مرا زندگانی
  8. شمارهٔ ۲۱۱در غیرتم که با خود همراز و همنشینی
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.