پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۹

به جای هر سر مویی گرم بود جانی

فدای خاک کف پای چون تو جانانی

ز جام خویش یکی جرعه در دهانم ریز

مرا ز آن چه که خضر است و آب حیوانی

کسی که دیده بود نوبهار رویت را

دگر به خاطر او نگذرد گلستانی

میان زلف سیاهت دلم همی‌گوید

که را بود به جهان در چنین شبستانی

مگر ز باغ بهشت آمدی که در دنیی

بر این جمال ندیدیم هیچ انسانی

دلم ز درد تو آسایشی همی‌یابد

که در دهند نیابد ز هیچ درمانی

مگر که سبز شود کشت زار اومیدم

مراست هر نفس از آب دیده بارانی

نه همچو روی تو باشد گلی به فصل بهار

نه چون همام به وصفت هزار دستانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۱در غیرتم که با خود همراز و همنشینی
  2. شمارهٔ ۲۱۲پیک مبارک است نسیم سحرگهی
  3. شمارهٔ ۲۱۳ای آفتاب خوبان وی آیت الهی
  4. شمارهٔ ۲۱۴می‌کند بوی تو با باد صبا همراهی
  5. شمارهٔ ۲۱۵اثر لطف خدایی که چنین زیبایی
  6. شمارهٔ ۲۱۶ای گل از غنچه کی برون آیی
  7. شمارهٔ ۲۱۷ای منزل مبارک می‌بخشیم صفایی
  8. شمارهٔ ۲۱۸برای دیدن رویت خوش است بینایی
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.