پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۳

ای آفتاب خوبان وی آیت الهی

حسن تو را مسخر از ماه تا به ماهی

گر ماه را ز رویت بودی مدد نگشتی

وقت خسوف ظاهر بر روی مه سیاهی

نی خوبی شما را هرگز بود نهایت

نی اشتیاق‌ها را پیدا شود تناهی

گر خون عاشقان را ریزی به یک کرشمه

از ما گناه باشد گفتن که در گناهی

پیش سگان کویت بر خاک آستانت

گر باشدم مجالی دعوی کنم به شاهی

در دل بسی شکایت دارم ولی چه گویم

کاحوال بی‌حکایت دانسته‌ای کماهی

جز روی دوست دیدن می‌بینم از معاصی

با دیگری محبت می‌دانم از مناهی

هم ماه مهربانی هم جان زندگانی

هم نور دیده و دل هم پشت و هم پناهی

جان همام دارد آثار بوی جانان

انفاس عنبرینش هم می‌دهد گواهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۵اثر لطف خدایی که چنین زیبایی
  2. شمارهٔ ۲۱۶ای گل از غنچه کی برون آیی
  3. شمارهٔ ۲۱۷ای منزل مبارک می‌بخشیم صفایی
  4. شمارهٔ ۲۱۸برای دیدن رویت خوش است بینایی
  5. شمارهٔ ۲۱۹دانی چگونه باشد از دوستان جدایی
  6. شمارهٔ ۲۲۰گلستانی و ما مستان بویی
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.