پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

دانی چگونه باشد از دوستان جدایی

چون دیده‌ای که ماند خالی ز روشنایی

سهل است عاشقان را از جان خود بریدن

لیکن ز روی جانان مشکل بود جدایی

در دوستی نیاید هرگز خلل ز دوری

گر در میان جانان مهری بود خدایی

هر زر که خالص آید بر یک عیار باشد

صد بار اگر در آتش او را بیازمایی

ای نور چشم بینا داری فراغت از ما

ما خوش بدین تمنا دائم که زان مایی

گر صحبتت فقیری جوید عجب نباشد

با عشق در نگنجد سلطانی و گدایی

ما را طمع نباشد پرسیدن و عیادت

از زلف خود نسیمی بفرست اگر نیایی

هر کاو به بوی زلفت جان را نمی‌سپارد

در جان او نباشد بویی ز آشنایی

ای چون همام شهری افتاده در کمندت

زین بند کس نیابد تا جاودان رهایی

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.